در میان انواع و اقسام تحلیل های رنگارنگی که از سوی معاندین دربارۀ اصل 1 اسلامی ملّت ایران و عوامل تداوم آن، با هدف تحریف تاریخ و انحراف افکار عمومی ساخته و پرداخته شده اند، یکی نیز این تحلیل سطحی است که: "حکومت پهلوی در برهه ای از زمان، تصمیم به افزایش آزادی های سیاسی گرفت. همین عامل باعث وقوع انقلاب و سقوط حکومت شد"!! کسانی که این تحلیل را در بین خریداران عرضه می کنند، می توانند به این سؤال اساسی پاسخ دهند که: چطور حکومت پهلوی و عروسک گردانان آن -آمریکا و انگلیس- با آن سوابق استبداد و وحشت آفرینی، بدون هیچگونه تضمین بیرونی، اقدام به این امر خطر آفرین برای خود نمودند؟؟ مگر همان حکومت پهلوی نبود که در بادی امر با کودتا روی کار آمده و محض دهن کجی به نظام مشروطه، ابتدا به قول خودشان از جمهوری صرف نظر نموده و سپس با تغییر فرمایشی سلسلۀ پادشاهی، نظامی میلیتاریزه مبتنی بر خشونت و دیکتاتوری در ایران پایه نهادند؟ مگر بنیانگذار همان حکومت نبود که به زور چادر را -که حتّی پیش از آنکه یک لباس دینی برای زنان ما باشد، یک پوشش ملّی است- از سر بانوان ایرانی می کشید و مردمی را هم که در مسجد گوهرشاد مشهد در اعتراض به این امر تجمّع کرده بودند، به گلوله بست؟ مگر همان شاه اعطا کنندۀ آزادی های سیاسی (!) نبود که مستقیماً در برابر دولت مردمی مصدّق ایستاد و با کودتای بیگانگان در کشور، قدرت را دوباره به دست گرفت؟ مگر همو نبود که فرمان انحلال هرگونه تشکّل سیاسی را صادر و تشکیل حزب واحد "رستاخیز" را اعلام نموده و عنوان کرد: همۀ ایرانیان از مرد و زن باید عضو این حزب باشند و هرکس از عضویّت سر باز زند، گذرنامه اش حاضر است و می تواند به شوروی برود؟! حمله به مدرسۀ فیضیّه، تأسیس ساواک، برقراری حکومت نظامی، قتل عام معترضین در 17 شهریور و دهها نمونۀ دیگر از رویارویی مستقیم با مردم، چه سنخیّتی با آزاداندیشی سیاسی دارد؟ اینها همه ما را رهنمون می شود که جهت نگاه خود را برگردانده و بگوییم: این انقلاب مردم بود که حکومت شاه را وادار به اعطای صوری یک سری آزادی های سیاسی کرد و این اقدامات ظاهری -که پهلوی به هیچوجه در درون خود با همین اندازه اش هم موافق نبود- عامل وقوع انقلاب نبود، بلکه حاصل اوّلیّه و کوتاه مدّت آن بود که البتّه حاصل ثانویّه و میان مدّتش در 22 بهمن سال 57 مشاهده شد و حاصل بلندمدّتش نیز در حال مشاهده است.
برچسب:
نویسنده: مریم فلاح