خرید بک لینک

دو تن از دوستان ما بودند -اوّلی به نام نیما و دومی به نام هادی- که متأسّفانه سیگار می کشیدند. این رباعی را به طور جداگانه برایشان اس.ام.اس کردم:


سیگار چو نی محرم اسرار شدی

هر کس از ظنّ خود وُرا یار شدی

اینک با من بگو عزیزم .... ! (محلّ اسم)

تو از چه سبب همدم سیگار شدی ؟

****

اوّلی پاسخ داد:

یک عمر کنار دود سیگار شدم

بی خاصیت و ضعیف و بی عار شدم

چندی ست نمی کشم دگر سیگاری

از هرچه توتون و کام بیزار شدم

****

امّا دومی پاسخ داد:

ما در پی یک کام ز سیگار استیم

از عشق و جنون بار سفر را بستیم

از لب شکران این زمین مأیوسیم

ما از لب جام دلستانش مستیم

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 20:35

صفحه بندی