خرید بک لینک

یک مسیحی در حضور شاه دین

حضرت باقر(ع) امام پنجمین


گفت رو در روی او: "أنت بقر"

-معذرت!- یعنی تو هستی گاو نر


با کمال سادگی گفتا امام:

"باقرم من نه بقر" در یک کلام


او که از این بیشتر گستاخ بود

گفت: "شغل مادرت طبّاخ بود"


گفت: "خب! آن بود کسب و کار او

آشپز بود، این چه باشد عار او؟"


باز گفت: "آخر نه، بلکه غیر از آن

زشت بود و بی حیا و بد زبان"


گفت: "اگر اینها که گفتی راست بود

بگذرد از او خداوند ودود


پس اگر بود از عناد و دشمنی

بگذرد از تو که تهمت می زنی".


انقلابی در درونش شد پدید

رفت و آیین مسلمانی گزید.



برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 9:27

صفحه بندی